على محمدى خراسانى

501

شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)

آتى - مثل مجىء موسم حجّ مقدور ما نيست - اشكال ما اين است كه چرا قيد كرديد آن امر آينده مقدور نباشد ؟ به چه دليل بايد حصول واجب بر امر غير مقدور موقوف باشد ؟ به نظر ما هيچ دليلى بر اين حصر و اختصاص وجود ندارد ، چه خوب بود تعميم مىداديد تا امر مقدور را هم شامل مىشد ، مثل استطاعتى كه هنوز نيامده است و در آينده خواهد آمد در ضمن ، مقدور عدّه‌اى هست ، يعنى مىتوانند آن را بدست خود ايجاد كنند . چه فرق است ميان مجىء وقت و استطاعت . هر دو الآن نيستند و هر دو در آينده مىآيند . آرى اوّلى مقدور نيست و به دست ما ايجاد نمىشود ، ولى دوّمى مقدور ما هست . امّا دليلى بر تخصيص واجب معلّق به اوّلى نيست و بايد از نظر شما وجوب حج قبل از استطاعت هم فعلى باشد و واجب ، معلّق به حصول استطاعت و مجىء وقت باشد . قوله : على نحو يكون مورداً للتكليف . . . : اين قسمت دو نسخه متفاوت دارد : 1 . نسخهء مشهور اين است كه كلمهء يكون بدون « لا » مىباشد و به‌دنبال كلمهء من الواجب ، كلمهء « أولا » وجود دارد . بر طبق اين نسخه ، معناى عبارت اين است كه فرقى ميان امر مقدور و غيرمقدور نيست و باز در امر مقدور هم فرقى نيست ميان آن امرى كه مورد تكليف است - يعنى لازم‌التحصيل است و وجوبى از ذىالمقدّمه به آن ترشح مىكند ، مثل قطع مسافت در حج ، تحصيل استقبال در نماز و . . . - با آن امرى كه مفروض الحصول است و وجوبى از ذىالمقدّمه به آن سرايت نمىكند ، مثل استطاعت براى حج . 2 . نسخهء مرحوم آيت‌اللَّه شيخ على قوچانى رحمه الله كه شاگرد بلافصل مرحوم آخوند و استاد بزرگوار مرحوم مشكينى بوده است . به عقيده مرحوم مشكينى ، اين نسخه أولى است ؛ زيرا شاگرد به مذاق استاد واردتر است و مرحوم قوچانى بهتر مىدانسته كه نظر مرحوم آخوند كدام است . در اين نسخه بايد بر سر كلمهء « يكون » حرف « لا » بيفزاييم و كلمهء يترشح عطف بر يكون و « لا » در تقدير باشد و پس از كلمهء من الواجب هم « أولا » نباشد . طبق اين نسخه تعميم ، فقط نسبت به امر مقدورى است كه مورد تكليف نيست و وجوبى از واجب بر آن امر ترشّح نمىكند ، يعنى مفروض الحصول است و مخصوصِ استطاعت و مانند آن است . « 1 » قوله : لعدم تفاوت . . . : اين عبارت ، دليل « ثم لاوجه لتخصيص . . . » است و آن اين‌كه ، در غرض اصلى شما فرقى ميان امر مقدور و غير مقدور نيست . پس چرا اختصاص مىدهيد ؟ يك نكته : مرحوم مشكينى در حاشيه فرموده است : گويا مرحوم آخوند فقط صدر كلام فصول را ديده كه در تعريف واجب معلّق كلمهء امر غير مقدور را آورده است ؛ لذا اعتراض كرده كه « لاوجه

--> ( 1 ) . نكته : علاوه بر اشكال‌هاى ششگانه‌اى كه بر واجب معلّق مطرح شد چهار اشكال ديگر در حاشيهء مرحوم مشكينى مطرح و بررسى شده است .